السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

596

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ . « 1 » بگو هركس طبق روش [ و خلق و خوى ] خود عمل مىكند . اما غير خدا چون از نقايص خالى نيست ، به ناچار اعمال وى نيز بىنقص و عيب نخواهد بود ، پس عملى كه نيك محض و خالى از هر نقص باشد ، به خدا اختصاص دارد و صدور چنين عمل كامل و نيك محض از غير او امكان‌پذير نيست . اين است كه تنها ذات اقدس و كامل او ، سزاوار حمد و سپاس است و محال است كه كسى جز او سزاوار حمد و سپاس باشد و جملهء « الحمد للّه » نيز به همين حقيقت اشارت و دلالت دارد زيرا به طورى كه قبلا گفتيم ؛ كلمهء « للّه » علم و نام خاص همان ذات اقدس و اكملى است كه تمام صفات كمال و عظمت را داراست و حمد و سپاس نيز با به كار بردن « لام اختصاص » در جمله به او اختصاص داده شده است . امام صادق ( ع ) هم در اين باره چنين مىفرمايد : استرى از پدرم امام باقر ( ع ) گم شده بود ، پدرم گفت : اگر خداوند اين استر را به من برگرداند ، خدا را حمدى خواهم گفت كه خود وى بپسندد ، طولى نكشيد استر را با زين و لجامش آوردند و چون پدرم پشت آن قرار گرفت و لباسهايش را جمع نمود ، سرش را به سوى آسمان بلند نمود و گفت : « الحمد للّه » و هيچ كلمه‌اى بر آن اضافه ننمود . آنگاه گفت : چيزى از حمد خدا را فروگذار نكردم و تمام انواع و اقسام حمد و سپاس را به خدا اختصاص دادم و هيچ حمد و سپاس نيست مگر اين كه اين جمله شامل آن است . « 2 » باز از امام صادق ( ع ) نقل شده است كه خداوند هيچ نعمت بزرگ و كوچكى بر بنده‌اش نمىدهد مگر با گفتن : « الحمد للّه » شكر همه آن نعمت‌ها را بجا مىآورد . « 3 » 2 - دليل دوم بر اختصاص داشتن حمد به خدا اين است كه اولين كمال براى هر ممكن اعم از عقول ، نفوس ، ارواح ، و اجساد ( 1 ) - ، وجود و هستى اوست و جاى ترديد نيست كه اين كمال از سوى خداست زيرا ايجادكننده و خالق تمام اشياء هم اوست . اما كمال دوم هر موجود همان امتيازات و مختصاتى است كه موجب فضيلت و مزيّت آن مىباشد و اين امتيازات گاهى اختيارى است و گاهى غير اختيارى ، پس آن چه كه خارج از اختيار

--> ( 1 ) بنى اسرائيل / 84 . ( 2 ) تفسير برهان ، 1 / 29 ؛ اصول كافى ، باب الشكر ، ص 356 نيز روايتى نزديك به اين مضمون آمده است . ( 3 ) اصول كافى ، باب الشكر ، ص 356 .